العلامة المجلسي
232
حياة القلوب ( فارسي )
سوم آنكه : مشكاة ، عبد المطلب است ؛ وزجاجه ، عبد اللّه است ؛ ومصباح ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم است ؛ نه شرقي است ونه غربى بلكه مكّى است كه مكة وسط دنيا است . چهارم آن است كه : اين مثلي است كه حضرت عزت از براي مؤمن زده است ، ومشكاة ، نفس اوست ؛ وزجاجه ، سينهء اوست ؛ ومصباح ، ايمان است وقرآن كه در دل اوست وافروخته مىشود از شجرهء مباركه كه اخلاص خداوند يگانه است ، پس آن درخت پيوسته سبز وخرم است مانند درختى كه درختان ديگر برگرد آن درخت برآمده باشند وآفتاب به آن نرسد نه در هنگام طلوع ونه در هنگام غروب ، ومؤمن چنين است واثر هيچ فتنه به أو نمىرسد ، پس أو در ميان چهار خصلت است : اگر خدا به أو عطا مىكند ، شكر مىكند ؛ واگر مبتلا مىشود به بلائي ، صبر مىكند ؛ واگر حكم مىكند ، به عدالت حكم مىكند ؛ واگر سخن مىگويد ، راست مىگويد ، پس أو در ميان ساير مردم مثل مرد زنده است كه در ميان قبرهاى مردگان راه رود ؛ نور بر نور است ، كلامش نور است وعلمش نور است وداخل شدنش در هر امرى نور است وبيرون رفتنش نور است وبازگشتنش در قيامت بسوى نور است . پنجم آنكه : اين مثلي است كه خدا براي قرآن زده است ؛ مصباح ، قرآن است ؛ وزجاجه ، دل مؤمن است ؛ ومشكاة ، زبان ودهان اوست ؛ وشجرهء مباركه ، شجرهء وحى است . يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ يعنى : نزديك است كه حجتهاى قرآن واضح گردد هر چند خوانده نشود ؛ يا آنكه : نزديك است كه حجتهاى خدا بر خلقش روشن شود براي كسى كه تفكر وتدبر نمايد در آنها هر چند قرآن نازل نشود ، ونور بر نور است يعنى قرآن نور است با ساير نورها كه پيش از آن بوده . يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يعنى : هدايت مىكند خدا از براي دينش وايمانش يا از براي پيغمبرى وامامت هر كه را خواهد « 1 » . وتأويلات ديگر نيز در اين آية كردهاند كه ذكرشان موجب تطويل كلام است .
--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 143 ؛ تفسير بغوى 3 / 346 ؛ تفسير قرطبى 12 / 263 .